محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
588
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
ذكر كشته شدن عبد المؤمن خان به تيغ حميت و غيرت بعضى از مقربان بعد از فوت عبد اللّه خان ، امرا و سلاطين اوزبك ، اكابر و اعيان ماوراء النهر و بزرگان خطهء بخارا ، مجمعى ترتيب داده و مجموع در قريلتاى حاضر گرديده باتفاق و استصواب يكديگر ، عبد المؤمن را بر سرير پادشاهى نشانيده ، سپاهى و رعيت برسم تهنيت قيام نموده او را قايم مقام پدر ساختند و بزرگان اطراف و اعيان و اشراف تمامى آن بلاد و ديار ، بپادشاهى او قايل شده طوق متابعت و فرمانبردارى و ربقهء انقياد و طاعتگزارى در رقبهء متابعت و ملازمت انداختند و عبد المؤمن خان بعد از استقرار و تمكن بر سرير خانى و نظم و نسق سركار سلطنت و جهانبانى ، بمراسم عيش و عشرت و لوازم صحبت و فراغت پرداخت و همواره به آراستن بزمهاى تركانه و مرتب ساختن جشنهاى ملوكانه فرمان داده با خوبان مهوش و ترك بچگان « 1 » ماه رخسار دلكش و سازندههاى خوش نوا و خوانندههاى نغمه پرداز دستان سرا ، به تجرع بادههاى ناب و كشيدن ساغرهاى پر لعل مذاب ، اوقات خجسته ساعات را مصروف مىساخت و چون مجلسى چند به اين دستور با غرور موفور و ذوق حضور در نهايت خوشى و سرور گذرانيده لواى عشرت و شادمانى ، در محفل كامرانى افراخت ، بموجب كلام نوميدى انجام ، « اذا تم امر دنا نقصه » شبى از شبها بزمى آراست كه داغ رشك و درد حسرت بر جان بستان ارم نهاد و از فرط تكلفات كه در آن بزم به كار برد موجبات زيب و زينت كه بجاى آورده رونق سدير و خورنق « 2 » بباد برداد ، بوجود تازه جوانان گلرخسار و كنيزان چنگى زهره عذار و بتان باريك ميان « 3 » رقاص و همصحبتان و نديمان خاص ، ياد از گلشن بهشت و جلوهء حور و غلمان داد . شعر يكى بزم آراست كاندر جهان * نبودست بزمى به خوبى آن [ 321 ]
--> ( 1 ) - م : تركان ( 2 ) - د : خور رونق ( 3 ) - د : باريكمر